|
نظام دو قطبي (رقابت بين دو ابر قدرت) در قالب جنگ سرد كه ماهيت هيچ يك قدرت هاي درگير را تهديد نميكرد، اختلاف بر سر ميزان منافع بود. دكترين تنشزدائي و پيمان منع گسترش سلاحهاي هستهاي بعد از پايان جنگ جهاني دوم بين دو ابر قدرت در دست امضاء بود، و حكايت از تثبيت نظام دوقطبي داشت. درگيري بين اين دو بسيار محدود و عمدتاً منطقهاي بود و در مناطقي دور از مرزهاي آن دو قدرت روي ميداد. از سوي ديگر در نتيجه تضاد ايدئولوژيكي كمونيست در مقابل كاپيتاليسم و سرمايهداري، اسرائيل و رژيم حاكم بر ايران بعنوان دو هم پيمان در برابر اعراب شناخته ميشدند. شاه ايران بعنوان مهمترين مهره آمريكا در خاورميانه ضمن اينكه حائلي بين شوروي و خليج فارس بود. بزرگترين حامي منطقهاي اسرائيل محسوب ميشد. تقويت حكومت پهلوي با پشتيبانيهاي آمريكا براي تضمين و تأمين نفت بلوك غرب ضروري بود. با اين مقدمه در چنين دوراني پديده عظيمي به نام انقلاب اسلامي در صحنه سياسي جهان و خارج از قواعد بازي در نظام بينالملل به وقوع پيوست.انقلابي كه به ميزان قابل توجهي قدرت ملتها را در تغيير سرنوشت حاكميت خويش نشان داد و ناتواني ابرقدرتها را در مهار بحران اثبات كرد. با پيروزي انقلاب و سقوط شاه آمريكا از چند طرف دچار خسارت و ضررهاي مادي و استراتژيكي شده بود.به اين ترتيب كه با مشاهده موج اسلام خواهي ملت ايران و ترس از خطر سقوط انقلاب زمينه تحول در منطقه را آماده ميديد. به عبارتي اين خطر وجود داشت كه مسلمانان خود را باور كرده و با تمسك به اسلام، رژيمهاي منطقه را دستخوش تغيير نمايد. و در نتيجه سلطه غرب بر خاورميانه را كمرنگ كنند. در چنين اوضاعي حلقه محاصره كشورهاي اسلامي به دور اسرائيل به شدت نگران كننده بود. از دست دادن جزيره ثبات، فروپاشي سنتو و گسسته شدن كمربند امنيتي خاورميانه و احتمال دستيابي شوروي به خليج فارس و تأثيرگذاري بر سرنوشت نفت را ممكن ساخته بود، تجربه جنگ ويتنام و تبعات آن بر جامعه ملل و خود آمريكائيان، آمريكا را از هر گونه اقدام نظامي عليه ايران و نظام سياسي جديد و مردمي آن بر حذر ميداشت. الگوي نظام سياسي و انقلابي حضرت امام خميني (ره) بعنوان تنها ايدئولوژي رهائي بخش و ابعاد ضد امپرياليستي انقلاب و تسريع در صدور انقلاب، مقابله مستقيم آمريكا را با انقلاب اسلامي غير ممكن ميساخت. بر همين اساس از آنجا كه اقدام مستقيم نظامي آمريكا امكانپذير نبود اين كشور به اقداماتي همچون استقرار نيروهاي نظامي اش در همسايگي ايران، تشكيل نيروي واكنش سريع، ايجاد بحران در داخل كشور و نفوذ در حاكميت جديد ايران متوسل شد. دامن زدن آمريكا به بحرانهاي داخلي در نهايت به تقويت بنيه نظامي كشور و رشد سازمانهائي چون سپاه و نهادهاي انقلابي منجر گرديد. اشغال سفارتخانه آمريكا توسط دانشجويان پيرو خط امام امكان نفوذ آمريكا در حكومت اسلامي ايران به شدت تضعيف كرد.عمليات نظامي طبس براي آزادي گروگانهاي آمريكائي با شكست روبرو شد.و كودتاي نظامي نوژه نيز كشف و خنثي گرديد و در پي آن پردههاي بيشتري از توطئههاي دشمنان داخلي و خارجي در مخالفت با نظام نوپاي اسلامي برداشته شد. در چنين اوضاعي كه اغلب توطئههاي دشمن از جمله در جاي جاي اين مرز و بوم به شكست انجاميده بود. تحميل جنگي منطقه اي به جمهوري اسلامي ايران در حال طرح ريزي بود و ميرفت تا رژيم نوپاي اسلامي را با تهديد مواجه كند.. در اين ميان رژيم عراق ضمن نگراني از تأثير انقلاب اسلامي در ميان جامعه عراق فرصت را براي فشار به رژيم تازه تولد يافته انقلابي به منظور كسب امتياز از غرب مغتنم شمرد. تا بدينوسيله ضمن برطرف كردن نقاط ضعف ژئوپلتيك كشورش با گرايش به بلوك غرب بتواند حمايت اين بلوك را براي پر كردن خلاء ناشي از سقوط شاه بدست آورد و نقش ژاندارم منطقه خليجفارس را به عهده بگيرد. بر همين اساس از نخستين روز پس از پيروزي انقلاب اسلامي تحركات مرزي عراق آغاز شد. اين تحركات اگرچه در سال 1358 ضعيف بود ليكن با آغاز سال 1359 با بروز حوادث مهمي چون قطع رابطه آمريكا با ايران و حمله ناموفق آمريكا در طبس براي رهائي گروگانهاي آمريكائي و نيز روي كار آمدن صدامحسين در عراق و دستگيري آيتا... سيدمحمدباقر صدر و خواهرش بنتالهدي شدت يافت. تجاوزات مرزي عراق در شش ماهه اول سال 1359 روند يكساني نداشت بلكه از زمان قطع رابطه آمريكا با ايران در آستانه كودتاي نوژه رو به شدت گذاشت در تيرماه با فرارسيدن زمان اجراي كودتا از شدت آن كاسته شد. و پس از كشف كودتا مجدداً در مردادماه اين تحركات روند صعودي يافت. تجاوزات عراق در شهريورماه فوقالعاده تشديد شد و طي سه دهه اول، دوم و سوم شهريور ماه روند تصاعدي به خود گرفت. بدينگونه كه در شهريور 59 جنگ سرد عراق عليه ايران به جنگ گرم تبديل شد. و در 59/6/16 منطقه خانليلي به تصرف ارتش عراق آمد. چندروز بعد ميمك و پس از آن پاسگاه هاي رشيد به چيلات و بيات و نيز ارتفاعات گيسله در سومار به اشغال دشمن درآمد. به موازات عمليات منظم ارتش عراق در سراسر نقاط مرزي، دشمن اقدامات ديگري از جمله توزيع سلاح بين عشاير خوزستان و عناصر ضد انقلاب در سراسر مرز دست زد. اين اقدام تا حدي گسترده بود كه در برخي شهرهاي مرزي از جمله در مناطق كردنشين خريد و فروش سلاح كاري عادي شده بود و بعضاً بازار گرمي داشت. همچنين عملياتهاي نامنظم عموماً با حمايت عراق و گاهي به دست نيروهاي عراقي انجام ميشد وضعيت استان هاي مرزي را ناآرام كرده بود و تلفات فراواني را از مردم و نيروهاي نظامي و انتظامي ميگرفت.مينگذاري در جاده ها، بمبگذاري در معابر عمومي و مراكز اقتصادي، كمين به ستون هاي نظامي و خودروهاي عمومي و شبيخون به مراكز مختلف از جمله اين اقدامات بود. اهداف رژيم بعث عراق و حاميانش از برپائي جنگ عليه ايران اسلامي عبارت مي شود از: 1 ـ تضعيف 2 ـ تجزيه 3 ـ براندازي در چنين شرايطي هدف اصلي براندازي است و در صورت عدم توفيق در اين هدف، با تحريك ضدانقلاب به تجزيه ايران رضايت بدهند. بديهي است در هر دو صورت هدف اول يعني تضعيف محقق شده است. در همان اوضاع دشمنان انقلاب چشم به نابودي انقلاب و برگشت رژيم پهلوي داشتند تا بتوانند همچون گذشته بر منافع مادي و راهبردي خود در اين كشور اسلامي سيطرهي خود را همچنان حفظ نمايند. طه ياسين رمضان معاون اول نخست وزير و فرمانده به اصطلاح ارتش خلق عراق در مصاحبه اختصاصي با روزنامه الثوره (ارگان رسمي حزب بعث عراق) در ژانويه 1982 گفت: "ما بر اين نكته تأكيد ميكنيم كه جنگ به پايان نخواهد رسيد مگر اينكه رژيم حاكم بر ايران بطور كلي منهدم شود زيرا اختلاف اساسي بر سر جنگ چندكيلومتر مربع زمين يا نصف شط العرب كه سبب بروز جنگ شده بود نيست. چراكه جنگ ما با ايران برخلاف آنچه از برخي از خائنين به ملت عرب ادعا ميكنند يك جنگ مرزي نيست كه بتوان آنرا به تعويق انداخت، بلكه در حقيقت جنگ سرنوشت است". در مورد تجزيه ايران نيز شواهدي در گفتار مسؤلان طراز اول عراق مشهود است.براي مثال ماهها پيش از حمله نظامي به ايران در استانهاي كردستان و خوزستان تحركات زيادي را به عمل آوردند و به تشكيل گروهها و سازمانهاي جدائي طلب دست زدند. صدام در تاريخ 27/3/59 به مناسبت سالگرد حاكميت حزب بعث گفته بود: "ما به مبارزات خلقهاي ايران درود ميفرستيم. ما به خلق مبارزه در عربستان (خوزستان) درود ميفرستيم." وي در تيرماه 59 در ملاقات با برژنسكي در مرز اردن گفت:" اينك توانائي نظامي براي استرداد سه جزيره واقع در خليج فارس را كه توسط شاه اشغال شده بود را داريم. هرگز از زمان اشغال اين سه جزيره ساكت ننشستهايم و پيوسته از نظر نظامي و اقتصادي براي پس گرفتن سه جزيره مذكور، خود را آماده كردهايم." چگونه چنين رويكرد هاي گستاخانه اي از سوي عراق شكل مي گيرد: 1 ـ ضعف ژئوپليتيك 2 ـ فقدان رهبري امت عرب (مرگ جمال عبدالناصر( 3 ـ نقش ژاندارمي خليج فارس 4 ـ رويكرد به سمت غرب 5 ـ مسئله استراتژيك انرژي (نفت( طارق عزيز در ماه هشتم جنگ اظهار داشت: وجود پنج ايران كوچكتر بهتر از وجود يك ايران واحد خواهد بود. وي گفت: "ما از شورش خلقهاي ايران پشتيباني خواهيم كرد و همه سعي خود را متوجه تجزيه ايران خواهيم نمود." و اما تشريح مراحل جنگ: 1 ـ مقطع اول: زمينهسازي جنگ از پيروزي انقلاب تا 31 شهريور 1359 (جريانات ضدانقلابي و حمايت از آنها( 2 ـ مقطع دوم: هجوم عراق و اشغال خاك ايران از 59/6/31 تا 59/8/30 (عدم آمادگي ارتش و سپاه ايران( 3 ـ مقطع سوم: آزادسازي مناطق اشغالي از 59/7/17 تا فتح خرمشهر (4 عمليات كلاسيك بنيصدر و عزل بنيصدر( 4 ـ مقطع چهارم: تعقيب و تنبيه متجاوز: از عمليات رمضان تا عمليات بدر 5 ـ مقطع پنجم: تحميل شرايط خودي به دشمن از طريق كسب يك پيروزي از فتح فاو تا فتح حلبچه 6 ـ مقطع ششم: ورود رسمي نظام بينالملل به جنگ و تصويب قطعنامه 598 تا سقوط هواپيمائي ايرباس در خليج هميشه فارس 7 ـ مقطع هفتم: ظهور عقبماندگي اساسي خودي در جنگ از سقوط فاو تا پذيرش قطعنامه598 8 ـ مقطع هشتم: مقاومت رزمندگان و كسب پيروزيهاي سياسي از هجوم مجدد عراق به ايران تا پذيرش قرارداد 1975 الجزاير توسط عراق . طولاني شدن جنگ منطقهاي و بينالمللي شدن آن، آميختن انگيزه جنگ با مسئله ناسيوناليستي و عربي از سوي صدام و نقش ارزشهاي مذهبي در ادامه نبرد از سوي ايران و مسائل ديگر، چگونگي پايان يافتن جنگ را براي همه دولتمردان و تحليل گران دچار ابهام نموده بود. براي مثال تراب زمزمي در كتاب خود كه در اواسط جنگ به نگارش درآورد نوشت: سه سناريو براي پايان جنگ قابل تصور است: كه دو سناريوي آنرا بايد از نظر دور كرد، سناريوي جنگ بيپايان كه موردي بيسابقه و غير واقعي است سناريوي يك آتشبس به هر دليل پيش از پيروزي قاطعانه يكي از دو طرف متخاصم (سناريوي كه در عصر ما بسيار متداول است) سناريوي سومي باقي ميماند كه البته تنها سناريوي ممكن است كه سرنگوني يكي از دو رژيم عراقي يا ايراني است.
|